الشيخ حسين المظاهري

28

زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى )

مىپنداشت . از آن حضرت نقل مىكنند كه فرموده است : « مثل اين دنيا سايهء درختى است كه مسافر مقدارى زير آن استراحت كند . » « 1 » خلاصهء سخن ، او متوكل است به همهء معانى توكل . اعتماد به خدا ، نه اعتماد به خود ، اعتماد به خدا ، نه اعتماد به ديگران ، اعتماد به خدا ، نه اعتماد به دنيا . 7 - از القاب ديگر آن بزرگوار ، امين است كه اين لقب را عرب قبل از بعثت به او داده بود . « 2 » تاريخ نشان مىدهد كه پيامبر گرامى قبل از بعثت داراى صفات فوق‌العاده‌اى بوده است . عفت رسول اكرم ، صداقت او ، كمك او به زير دستان ، و مراعات آداب و رسوم نيكوى اجتماعى ، مخصوصاًنظافت و امانتدارى او ، در ميان عرب مشهور است . حضرت ابىطالب مىگويد : هيچوقت او را برهنه نديدم . حتى گفته شده كه : كسى پيامبرگرامى ( ص ) را در حال قضاى حاجت نديده است . « 3 » در همان روز اول كه دستور يافت آشكارا به اسلام دعوت كند ، بزرگان قريش را جمع نمود تا آنان را به اسلام فرا خواند . اول چيزى كه از آنان پرسيد اين بود كه فرمود : من چگونه فردى در ميان شما بوده‌ام ؟ همه گفتند : تو را به صداقت و امانت مىشناسيم . « 4 » عبدالله بن جَزْعان كه پيرمردى فقير بود ، خانه مىساخت . رسول‌گرامى در آن هنگام هفت‌ساله بود . بچه‌ها را گرد مىآورد و به عبدالله كمك مىكرد تا خانهء او ساخته شود . « 5 » حتى خانهء او را دارُالنُّصْرَه نام نهاد و افرادى را براى كمك به مظلومان تعيين كرد . پيامبرگرامى ، مؤدب راه مىرفت ، مودب مىنشست ، مؤدب سخن

--> ( 1 ) - ما مِثْلى و مَثَلُ الُّدْنيا الّاكَراكبٍ سارَفى يوْمٍ صائفٍ فَاْستَضَل‌َّتَحْتَ شَجْرَةٍ ساعةً مِن‌ْنَهار ثُم‌ّراح‌َوَ تَرَكَها بحار ج 73 ص 123 - مكارم الاخلاق ( 2 ) - سيرهء ابن هشام ج 1 ص 192 ( 3 ) - حيوة القلوب ج 2 ( 4 ) - تاريخ طبرى ج 3 ص 117 ( 5 ) - حيوة القلوب ج 2 ص 67